آقای نماینده، خجالت بکشید روایت یک مناظره تلخ به گزارش آزپرس، امروز پس از چند روز پرهیاهو، مناظره دو نماینده مجلس روی آنتن رفت. آنچه بیش از هر چیز به چشم آمد، نه اختلافنظرها، بلکه تنزل آشکار سطح گفتار یکی از نمایندگان بود؛ ادبیاتی که به جای آنکه در شأن کرسی قانونگذاری باشد، تأسفبار و

به گزارش آزپرس، امروز پس از چند روز پرهیاهو، مناظره دو نماینده مجلس روی آنتن رفت. آنچه بیش از هر چیز به چشم آمد، نه اختلافنظرها، بلکه تنزل آشکار سطح گفتار یکی از نمایندگان بود؛ ادبیاتی که به جای آنکه در شأن کرسی قانونگذاری باشد، تأسفبار و شرمآور جلوه کرد. وقتی فردی با پیشینه دیپلماتیک در رسانه رسمی چنین سخن میگوید، دیگر نباید از شکستهای مکرر در میدان دیپلماسی شگفتزده شد.
برای یک شهروند، پذیرفتنی نیست که کسی با سالها سابقه در دستگاه دیپلماسی، با کارنامه سرکنسولی در اروپا و حتی تجربه استانداری، امروز بر صندلی نمایندگی مردم تکیه بزند و در برابر دوربینها چنین واژگانی به کار ببرد. مشکل فقط اختلاف دیدگاه نیست؛ مسئله این است که سطح نازل گفتوگو، وقتی از تریبون قانونگذاری بازتاب یابد، بهسرعت به الگو بدل میشود و در بزنگاههای حساس، هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل میکند. نمایندهای که اصول بدیهی گفتوگو، احترام و اقناع را نادیده میگیرد، چگونه میتواند در بحرانها از منافع ملی صیانت کند؟
شاید بخشی از ریشه ناکامیهای مزمن در حوزه سیاست خارجی را باید دقیقاً در همین جا جستوجو کرد؛ در سوءبرداشت از مفهوم دیپلماسی. دیپلماسی صرفاً دانستن چند زبان خارجی یا داشتن سابقه مدیریتی پرزرقوبرق نیست. بیش و پیش از هر چیز، به عقلانیت، متانت، منطق استدلال، تسلط بر احساسات و پاسداشت کرامت مخاطب نیاز دارد. کسی که در برابر افکار عمومی از آغاز گفتوگو تا پایان، مرزهای نزاکت را میشکند، چگونه در گفتوگوهای پیچیده، مذاکرات چندجانبه و پروندههای چندبُعدی، هزینههای کشور را کاهش خواهد داد؟
آنچه دیدیم، تنها یک لغزش لفظی نبود؛ نشانهای بود از ضعف جدی در فهم اقتضائات نمایندگی. نمایندهای که در اوج دیدهشدن، قادر به کنترل لحن و واژگان نیست، در جلسات پشت درهای بسته چه خواهد کرد؟ چگونه میتوان انتظار داشت در مذاکرات حساس، کیفیترین تصمیمها را اتخاذ کند؟ اگر بر آداب گفتوگو مسلط نباشیم، پاسخهای هیجانی و برخوردهای تحقیرآمیز، جایگزین منطق و اقناع میشود و نتیجهاش، فرسایش سرمایه اجتماعی و بیاعتمادی عمومی است.
متأسفانه در فضای سیاسی ما، گاهی چنین پنداشته میشود که داشتن چند سمت اجرایی یا سابقه دیپلماتیک، خودبهخود به معنی صلاحیت برای حضور در ردههای قانونگذاری است. حال آنکه معیار اصلی، توان گفتوگو، خویشتنداری، سعه صدر و درک دقیق منافع ملی است. اگر خروجی سالهای اخیر در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و خارجی با انتظارات مردم فاصله دارد، باید به معیارهای انتخاب و احراز صلاحیتها بازگشت و آنها را بازبینی کرد؛ اینکه کدام معیارها کمرنگ شده و کدام امتیازهای ظاهری جایگزین شایستگی واقعی شدهاند؟
نگرانکنندهتر از خود آن مناظره، عادی شدن چنین رفتارهایی در سپهر سیاسی کشور است. وقتی بیاخلاقی، تحقیر، عصبانیت و ادبیات غیرمتین برای صاحبان قدرت به عادت تبدیل شود، طبیعی است که این فرهنگ از تریبونهای رسمی به بدنه مدیریتی سرایت کند. هیچ جامعهای با فروریختن اخلاق سیاسی، به ارتقای حکمرانی نمیرسد. کاهش ادب گفتاری، افول انصاف و گسترش کینهورزی، بهتدریج ظرفیت حل مسئله را از حاکمیت میگیرد و بحرانها را مزمنتر و پرهزینهتر میکند.
در نهایت این پرسشها جدیتر از همیشه خودنمایی میکند: معیار احراز صلاحیت برای تکیه زدن بر صندلی قانونگذاری دقیقاً چیست؟ چه سازوکارهایی باید مانع از ورود افراد فاقد مهارتهای پایهای گفتوگو، خویشتنداری و احترام به مخاطب شود؟ اگر قرار باشد نماینده ملت به جای الگو بودن در آداب گفتوگو و حفظ شأن مجلس، خود به مانعی در مسیر اقناع و اعتماد عمومی بدل شود، تکلیف منافع ملی، عقلانیت و اقتدار نمایندگی چه خواهد بود؟ آیا وقت آن نرسیده است که معیارها بازتعریف و سازوکارهای نظارتی بازسازی شوند تا صندلی قانونگذاری در شأن مردم بماند؟
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0