درک مشترک منطقه از امنیت جمعی و جزئیات ناگفته عهدشکنی آمریکا وزیر امور خارجه تاکید کرد که در منطقه، یک فهم مشترک از امنیت جمعی شکل گرفته است؛ فهمی که میگوید امنیت و ثبات تنها زمانی پایدار میشود که همه بازیگران منطقهای در تامین آن مشارکت واقعی داشته باشند و هیچ راهحل یکجانبهای دوام ندارد.

وزیر امور خارجه تاکید کرد که در منطقه، یک فهم مشترک از امنیت جمعی شکل گرفته است؛ فهمی که میگوید امنیت و ثبات تنها زمانی پایدار میشود که همه بازیگران منطقهای در تامین آن مشارکت واقعی داشته باشند و هیچ راهحل یکجانبهای دوام ندارد.
به گزارش آزپرس، سید عباس عراقچی در حاشیه نشست وزیران خارجه سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان، در گفتوگویی تفصیلی به چرایی ناکامی برخی تفاهمها برای مهار تنش، روند تحولات اخیر در منطقه و نیز ابعاد حقوقی و عملیاتی تعهدات مطرحشده بین ایران و آمریکا پرداخت. او گفت بخش مهمی از سوءبرداشتها ناشی از قرائتهای ناقص و گاه جهتدار از متنهاست و تاکید کرد: اگر متنها دقیق خوانده شوند، معلوم میشود مسیر روشن بوده اما برخی طرفها به تعهدات خود پایبند نماندهاند.
منتقدان داخلی و خارجی میگویند بند مرتبط با تنگه هرمز در تفاهم اخیر، با ابهام تنظیم شده است. به باور آنان، همین ابهام، زمینه تفسیرهای متفاوت را برای طرفها فراهم کرده و میتواند به اختلاف برداشت، تشدید تنشهای سیاسی و حتی افزایش احتمال اقدامات مخاطرهآمیز نظامی منجر شود. با توجه به این انتقادات، آیا اساساً متن، روشن و بینیاز از تفسیر نبود؟
از نظر ما هیچ ابهامی در آن بند وجود ندارد. صراحتاً آمده است که «ایران ترتیبات لازم را اتخاذ میکند تا تنگه هرمز ظرف یک ماه برای عبور و مرور ایمن بازگشایی شود». تعیین بازه زمانی یکماهه نیز به دلیل ضرورت اجرای عملیاتهای فنی مانند مینروبی، پاکسازی مسیرهای دریایی و هماهنگیهای ناوبری با نهادهای ذیربط بوده است. افزون بر این، در متن تاکید شده که خدمات ناوبری و امداد در بازه مقرر بازآرایی میشود تا اختلالات برطرف گردد. بنابراین از حیث زمانبندی، مسئولیتها و نتیجه مورد انتظار، متن کاملاً شفاف است.
منطقی بود که همه بازیگران دریایی و ذینفعان بینالمللی با این چارچوب همراه شوند؛ زیرا هرگونه تعلل میتوانست هزینههای ناخواستهای بر زنجیره تامین جهانی تحمیل کند. در آن بند، تکلیف دولتها مشخص بود و در سطح فنی نیز نقش هر دستگاه اجرایی روشن شده بود. اگر امروز برخی بهجای عمل به متن، به روایتسازی روی آوردهاند، ریشه آن را باید در ملاحظات سیاسی بیرون از متن جستوجو کرد، نه در خود متن.
چرا با وجود این شفافیت، همچنان شاهد اختلاف برداشت هستیم؟ آیا از ابتدا پیشبینی نمیکردید که برخی جریانها با مواضع تند، روند اجرای تفاهم را هدف قرار دهند و از ابزارهای تبلیغاتی برای ایجاد فضای ابهام استفاده کنند؟
در آن بیانیه تصریح شده که «ایران مسیر و سازوکار اجرایی را تعیین میکند»؛ به عبارت روشنتر، تعیین کریدورهای ایمن، نحوه زمانبندی عبور و اولویتبندی شناورها در چارچوب مسئولیتهای اعلامی، بر عهده ایران است تا ظرف همان یک ماه، جریان تردد به سطح پیش از بحران برسد. متن در این بخش جای هیچ تردیدی باقی نمیگذارد.
با وجود این، برخی طرفها از جمله آمریکا، بهجای عمل به همان مفاد، مسیرهای موازی تعریف کردند و با اعلام چارچوبهای یکجانبه، عملاً از روح تفاهم فاصله گرفتند. این اقدام نهتنها کمکی به کاهش تنش نکرد، بلکه مدیریت هماهنگ عملیاتهای فنی را نیز مختل کرد. وقتی طرفی بهجای همافزایی، دست به اقدام یکجانبه میزند، طبیعی است که همگرایی منطقهای آسیب میبیند و میدان برای تفسیرهای سیاسی باز میشود.
درباره زمانبندی، مبنای یکماهه، واقعیتهای میدانی و استانداردهای ایمنی دریایی است. اجرای مینروبی، بازبینی مسیرهای کشتیرانی، همترازی سامانههای امداد و ناوبری و هماهنگی میان نهادهای نظامی و غیرنظامی، چنانکه در دستورالعملهای بینالمللی آمده، نیازمند زمان مشخص است. هدف این بود که با یک برنامه فشرده اما حسابشده، مسیرها از نظر فنی ایمن شوند و عبور بهشکل مرحلهای و کنترلشده از سر گرفته شود. هرگونه شتابزدگی میتوانست ریسکها را افزایش دهد و پیامدهای غیرقابل پیشبینی در پی داشته باشد.
وزیر امور خارجه با تاکید بر تحول رویکردها در منطقه گفت: امروز درک مشترکی میان کشورهای منطقه شکل گرفته است که امنیت، امری تقسیمپذیر و قابل برونسپاری نیست. تجربههای سالهای گذشته نشان داده هر مدل امنیتی که بر پایه حضور بیرونی بنا شده باشد، در عمل به پایداری نمیرسد. آنچه ثبات میآورد، سازوکارهای جمعی، گفتوگوی مستقیم و احترام به منافع مشروع همه اطراف است. این نگاه باعث شد محورهای همکاری امنیتی و دریایی با مشارکت کشورهای منطقه، کارآمدتر و کمهزینهتر پیش برود.
او افزود: همین درک مشترک است که زمینهساز توافقهای سریع میدانی، ایجاد خطوط ارتباطی دائمی و مدیریت مشترک بحرانها شده است. وقتی همه میپذیرند امنیت، کالایی عمومی است و هزینهها و منافع آن باید بهطور عادلانه تقسیم شود، انگیزه برای بیثباتسازی کاهش مییابد و مسیر برای توسعه اقتصادی هموارتر میشود.
عراقچی با اشاره به رفتار آمریکا گفت: در برخی مقاطع، طرف آمریکایی بهجای اجرای تعهدات، با طرحهای جایگزین و اعلامیههای یکجانبه، مسیر تفاهم را منحرف کرد. این رفتار، نهتنها با مفاد قابل استناد متن همخوان نبود، بلکه سازوکارهای عملیاتی را نیز دچار اختلال کرد. ما متنی داشتیم که بر هماهنگی مرحلهای، تعیین کریدورهای ایمن و بازگشت تدریجی تردد به سطح پیش از بحران تاکید میکرد؛ اما آمریکاییها با ایجاد چارچوبهای خارج از تفاهم، عملاً روند را کند کردند.
او تصریح کرد: تجربه نشان داده هرگاه بهجای اجرای دقیق توافقات، اراده سیاسی برای دورزدن مفاد شکل بگیرد، نتیجهای جز افزایش سوءظنها و پیچیدهتر شدن مدیریت صحنه ندارد. ایران مسیر قانونی و فنی خود را ادامه میدهد و در عین حال، نقض تعهدات را ثبت و در مجاری حقوقی و دیپلماتیک پیگیری میکند. اینکه برخی، متن روشن را مبهم میخوانند، بیشتر با اهداف سیاسی سازگار است تا دغدغههای فنی یا حقوقی.
برآورد ایران این است که استمرار رویکردهای یکجانبه، تنها هزینهها را برای همه افزایش میدهد. بیثباتی در شاهراههای انرژی و تجارت جهانی، بر اقتصادهای منطقهای و فرامنطقهای فشار میآورد. راهکار، بازگشت به اجرای همان چارچوبهای توافقشده و پذیرش نقشآفرینی جمعی است. هر جا اراده برای همکاری واقعی شکل گرفته، شاهد کاهش تنش، مدیریت بهتر مخاطرات و بازگشت سریعتر به شرایط عادی بودهایم.
وزیر امور خارجه در پایان تاکید کرد: راهبرد ایران روشن است؛ پایبندی به تعهدات، تعیین دقیق سازوکارهای فنی، شفافیت در زمانبندی و پیگیری حقوقی موارد نقض. منطقه امروز بیش از هر زمان دیگری به امنیت جمعی نیاز دارد و این هدف جز با مشارکت همه طرفها و کنار گذاشتن پروژههای یکجانبه محقق نمیشود. ما راه خود را در چارچوب تفاهمها ادامه میدهیم و معتقدیم همکاریهای منطقهای، پایدارترین سپر در برابر بحرانهاست.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0