«عریفجان» زیر ذرهبین؛ رصد شبانهروزی فرماندهی سنتکام به گزارش آزپرس، کارشناسان مسائل غرب آسیا میگویند فرماندهی سنتکام فعالیتها و تحرکات خود را در پایگاه «عریفجان» با پایش مداوم شبانهروزی پیش میبرد؛ رصدی که بهویژه پس از تحولات اخیر، ابعاد تازهای پیدا کرده است. از وعده صادق تا نصر 2؛ دو رویکرد متفاوت مرتضی سیمیاری، کارشناس

به گزارش آزپرس، کارشناسان مسائل غرب آسیا میگویند فرماندهی سنتکام فعالیتها و تحرکات خود را در پایگاه «عریفجان» با پایش مداوم شبانهروزی پیش میبرد؛ رصدی که بهویژه پس از تحولات اخیر، ابعاد تازهای پیدا کرده است.
مرتضی سیمیاری، کارشناس مسائل منطقه، در گفتوگویی با آزپرس با اشاره به مختصات عملیاتهای اخیر گفت: تفاوت عملیات «نصر 2» با «وعده صادق» صرفاً در نامگذاری نیست؛ هدف، مدل اجرا و جنس پیام هر دو عملیات متفاوت است. وعده صادق بهعنوان یک اقدام چندسطحی، تلاش داشت معادلات میدانی را جابهجا کند و با ایجاد برهمکنشهای همزمان در چند جبهه، کانونهای حساس دشمن را تحت فشار بگذارد. این اقدام، علاوه بر کارکرد اخطاری، ماهیتی نامتقارن داشت و با استفاده از ابزارهای متنوع، حوزه اثر را به نقاط دورتر توسعه داد.
به گفته او، در وعده صادق از الگوی ترکیبی بهره گرفته شد؛ الگویی که با نمایش قابلیت انتقال میدان و افزایش تسلط در لایههای راهبردی، سناریوهای محتمل دشمن را محدود کرد. از منظری عملیاتی، این رویکرد ضمن واقعیسازی هزینههای هر گونه ماجراجویی، سکوهای احتمالی تشدید تنش را نیز زیر نظر گرفت و به سمت یک مهار پویا حرکت کرد.
به گزارش آزپرس، ارزیابی کارشناسان نشان میدهد «نصر 2» با تمرکز بر ایجاد بازدارندگی پایدار و تنظیم محاسبات طرف مقابل طراحی شده است. در این چارچوب، هدف نهفقط نمایش توان، بلکه زدودن توهمات مربوط به امکان مدیریت تصاعد تنش توسط دشمن است. نصر 2 با ترکیب دقیق ابزارها، از سنجش میدانی تا ضربههای محدود هدفمند، تلاش میکند پنجرههای خطای محاسباتی را ببندد و سطح درگیری را تحت کنترل راهبردی نگه دارد.
سیمیاری تأکید کرد: اگر به متن و بطن عملیات نصر 2 نگاه کنیم، مشخص است که تمرکز اصلی بر شناسایی فعال و هدفگیری شبکه پشتیبانی و لجستیک دشمن است؛ شبکهای که در مناطق مختلف گسترده شده و از پایگاههای ثابت تا انبارهای پراکنده تسلیحاتی را در بر میگیرد. به عبارت دقیقتر، این عملیات با اولویتدادن به زیرساختهای تدارکاتی، دسترسی دشمن به توان استمرار عملیاتی را محدود میکند.
به گزارش آزپرس، در نصر 2 انبارها، خطوط تأمین و نقاط اتصال پشتیبانی که امکان تغذیه سریع جبهههای عملیاتی را فرآهم میکنند، در اولویت رصد و هدفگیری قرار گرفتند. این تمرکز، بهویژه در شرایطی که دشمن میکوشد با جابهجایی و پراکندگی تجهیزات، هزینه شناسایی را بالا ببرد، اهمیت مضاعف دارد. پیام این انتخاب روشن است: هر جا چرخه پشتیبانی فعال باشد، زیر نگاه و در تیررس خواهد بود.
سیمیاری افزود: یکی از مزیتهای این رویکرد آن است که بدون گسترش سطح درگیری، عمق پشتیبانی دشمن تضعیف میشود. دشمن ممکن است بتواند برخی نقاط درگیری را جابهجا کند، اما بازآفرینی سریع لجستیک، بهخصوص در مناطق چندپایگاهی، کار آسانی نیست. نصر 2 با استفاده از این شکاف ساختاری، توان بازتولید قدرت دشمن را هدف قرار میدهد.
این کارشناس با تشریح ابعاد شناسایی در نصر 2 گفت: در این عملیات با دو سطح شناسایی طرف هستیم. سطح نخست، شناسایی بازدارنده است؛ یعنی اهداف بالفعل و زیرساختهایی که اکنون در صحنه حضور دارند و توانایی اثرگذاری فوری دارند. در این سطح، شاخصهای آمادگی و سرعت واکنش دشمن سنجیده میشود تا خطاهای احتمالی او نمایان شود.
او ادامه داد: سطح دوم، شناسایی تهدیدات بالقوه است؛ یعنی نقاطی که امروز فعال نیستند اما قابلیت فعالسازی در سناریوهای آینده را دارند. از این زاویه، نصر 2 نهفقط یک عملیات شناسایی تاکتیکی، بلکه یک نقشهبرداری راهبردی از ظرفیتهای پنهان دشمن ارائه میدهد؛ ظرفیتی که در صورت نیاز، میتواند بهسرعت وارد چرخه درگیری شود.
به گزارش آزپرس، ارزیابیها حاکی از آن است که در فاز نخست، پایگاههای مرتبط با نیروهای آمریکایی در منطقه از عمان، قطر و کویت تا امارات، عربستان و عراق، بهعنوان حلقههای کلیدی زنجیره پشتیبانی زیر رصد مداوم قرار گرفتهاند. هر نقطهای که در شبکه فرماندهی و کنترل یا در مسیر انتقال تجهیزات نقشی ایفا کند، در سناریوی عملیاتی، هدف بالقوه تلقی میشود.
سیمیاری خاطرنشان کرد: همزمان، بُعد رسانهای و جنگ ادراکی نیز فعال است. از یک سو، پیامهای آشکار برای بازیگران منطقهای که بهصورت مستقیم در چرخه پشتیبانی حضور دارند ارسال میشود و از سوی دیگر، سیگنالهای بازدارنده برای کاهش اشتباه محاسباتی و جلوگیری از ورود ناخواسته به سطوح بالاتر تنش مخابره میگردد.
به گزارش آزپرس، جمعبندی کارشناسان نشان میدهد نصر 2 دو کارکرد همزمان را دنبال میکند: نخست، کاهش توان استمرار عملیاتی دشمن با ضربهزدن به پشتجبهه و دوم، مدیریت میدان از طریق شناسایی دقیق و محدودسازی دامنه خطا. به این ترتیب، عملیات در حالی که از تشدید غیرقابلکنترل فاصله میگیرد، ظرفیت واکنش مؤثر را حفظ میکند.
این رویکرد با تکیه بر رصد شبانهروزی سنتکام و تمرکز ویژه بر نقاطی مانند پایگاه «عریفجان»، تصویر روشنی از تحرکات دشمن به دست میدهد. حاصل این روند، بالابردن هزینه هرگونه ماجراجویی و تحکیم بازدارندگی در سطحی است که هم پیام عملیاتی دارد و هم اثر ادراکی بر محاسبات طرف مقابل.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0